تبليغاتX
دل نبشته های حسین
دل نبشته های حسین
هر سخن از دل براید لاجرم بر دل نشیند
آغوش گوارای تو
         دستانم را بگیر تا باری دیگر به آغوش گوارایت آیم، که در این دریا آرمش به سراغم می آید. لطافت وجود تو مرا به اوج می رساند.

        سالهای دور چشیده بودم طعم خوش با تو بودن را ولی افسوس بیراهه ی زندگی مرا از تو دور ساخت.

         حال که تورا طلب می کنم ، می دانم که دست رد به سینه ام نمی زنی. دست یاری ات را بر من روانه دار که تا مادامی که نفس می کشم قدمی برندارم که در راه تو نباشد.

یاری ام کن، یاری ام کن که بتوانم گام در راه تو بردارم و از این صراط حق باز نمانم.

            یاری ام کن و می دانم که با یاری ات می توانم.

    تقدیم به آنانکه در آغوش حق به اوج رسیده اند.

|+| نوشته شده توسط sed hosse!n در جمعه یازدهم خرداد 1386 ساعت 20:43 |