![]() آنان که قلم دست گیرند راهی بس دشوار اما زیبا در رسالتشان در پیش رو دارند. سوگند به قلمم سخنی به نا حق نگفته و حق کسی را پایمال نخواهم کرد.
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
شهریور 1388
فروردین 1388 بهمن 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آدرس جدید ویولت
حموم زنونه یک دختر نسبتا خوشبخت فلفل بانو و شوهر خان دختری که از خاطراتش فرار می کند زنانه ترین اعترافات حوا روز گار خانومه زیگزاک و آقای زیپ من و دل نوشته هام زهرا یادداشت های یک عاقد یادداشت های یک دختر ترشیده گلابی بهانه بانو ستاره زد شادی شیدا استاد سید مهدی شجاعی یکا الهام یادداشتهای نیک آهنگ مریم دریایی محمد باقر گوشه نازلی مرا دریاب حافظانه نم نم باران محمد سارا بزرگ اهل تمیز اسمان آبی موج پوتین دیوانه جیلیز بلیز ققنوس تاج ماه کوچک چای تلخ مهرگان نامه الیاس نوسین جعفری صبح بهاری ساقی ویولت تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
دل نبشته های حسین
هر سخن از دل براید لاجرم بر دل نشیند باز باری دیگر
باز باری دیگر آمدیم
با همان عهد و پیمان
به امید موفقیت |+| نوشته شده توسط sed hosse!n در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ساعت 2:32
تولد وبلاگ
باز بهار، باز سال نو، باز همان حرفهای قدیمی، عمو نوروز، عیدی و ...
یک سال بر این وبلاگ گذشت، نمی دانم که در این سال بر سوگندم چگونه بودم؟ امسال مفتخر بودم که تولد یک سالگی ارباب قلم همزمان با سالروز درخشش ولایت حضرت صاحب الزمان بود. و ای کاش تا سال دیگر نقاب از چهره گشاید و من تبریک ظهورش را در این وبلاگ قلم زنم. (عرض پوژش برای تاخیر! این حقیر باز هم سال جدید را با نور علوی و کربلای حسینی آغاز کردم) |+| نوشته شده توسط sed hosse!n در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 11:20
تشـــــــــــــــــــــــکر
سلام بچه ها
چندتا موضو رو می خوام الان بیان کنم و از دو نفر خیلی تشکر کنم اولن از جناب آقای میر جانی استاد و مشوق این حقیر کمال تشکر رو دارم و جا داره که ارادت و علاقه ی خودمو نسبت به ایشون علنی ابراز کنم. ثانیان از خانومی که به هیچ کدوم از پستام نه نگفته و واسه همش حداقل یه کامنت گذاشته تشکر می کنم . ایشون هم به من امیدواری میده هم روحیه. در ضمن یکی از دوستانم که واقعن دوسش دارم به اسم احمد (که اونم نسبت به من لطف داره) می گه حیف این همه متن قشنگ مسکوت بمونه. میگه کاش یه زره تبلیغات کنم تا لااقل ۴نفر بیشتر از این متنا استفاده کنن!! لذا با توجه به این قضیه از همتون تقاضا دارم این یکی چیزی نداره که به کسی تقدیم کنم |+| نوشته شده توسط sed hosse!n در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 ساعت 16:0
سلام
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران بچه ها من اومدم با کوله باری از غم و اندوه |+| نوشته شده توسط sed hosse!n در یکشنبه بیستم فروردین 1385 ساعت 16:57
خدا حافظ
سلام بچه ها
دلم واستون تنگ میشه |+| نوشته شده توسط sed hosse!n در یکشنبه ششم فروردین 1385 ساعت 18:21
قیمت خودرا ندانی ...
بسیار شده است که اطلاعات زیادی از بسیاری مسائل داریم که خیلی وقتها به کارمان نمی آید یا اصلاْ به درد نمی خورد.
قیمت هر کاله می دانی که چیست قیمت خود را ندانی ابلهی است. |+| نوشته شده توسط sed hosse!n در شنبه پنجم فروردین 1385 ساعت 18:20
سلام بچه ها. خوبین؟
ما رفتنی شدیم قربون همتون برم گرچه سخته ولی خدا حافظ |+| نوشته شده توسط sed hosse!n در شنبه پنجم فروردین 1385 ساعت 4:1
با یاد او آغاز می کنیم که جهان با او آغازیدن گرفت!
سلامی به گرمی آفتاب و به نرمی مهتاب.
ابرها از پس خورشید رفت و دنیای مرا آفتابی کرد. سلام بچه ها. خوبین؟ از مدتها قبل تو فکر این بودم که بتونم حرفای دلمو یه جایی بزنم حالا چرا ارباب قلم؟ چونکه از بچه گی علاقهء شدیدی به نوشتن داشتم و احساس می کنم که بد نمی نویسم. چرا نون والقلم و ما یسطرون؟ هر چی باشه ما بچه مسلمونیم و باید در جای جای زندگیمون اثری از قرآن باشد. با امید اینکه همیشه از قرآن مدد بجویم و قرآن نیز مارا یاری کند. چرا هر سخن از دل براید لاجرم بر دل نشیند ؟ هرچی باشه ما فارسی زبانیم و باید به قدمت ایرانمون ارزش ببخشیم و از ادبیات و اشعار گذشته بهره بجویم. در ضمن سعی می کنم حرفی نزنم که کسی رو برنجونه. و در آخر هم میگم که خیلی نمی خوام مذهبی بازی در بیارم. از این که کامنت بزارید و نظر بدید خوشحال می شم. (خواهشا از استعمال حرفهای رکیک خودداری کنید) |+| نوشته شده توسط sed hosse!n در شنبه پنجم فروردین 1385 ساعت 3:34
|