![]() آنان که قلم دست گیرند راهی بس دشوار اما زیبا در رسالتشان در پیش رو دارند. سوگند به قلمم سخنی به نا حق نگفته و حق کسی را پایمال نخواهم کرد.
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
شهریور 1388
فروردین 1388 بهمن 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آدرس جدید ویولت
حموم زنونه یک دختر نسبتا خوشبخت فلفل بانو و شوهر خان دختری که از خاطراتش فرار می کند زنانه ترین اعترافات حوا روز گار خانومه زیگزاک و آقای زیپ من و دل نوشته هام زهرا یادداشت های یک عاقد یادداشت های یک دختر ترشیده گلابی بهانه بانو ستاره زد شادی شیدا استاد سید مهدی شجاعی یکا الهام یادداشتهای نیک آهنگ مریم دریایی محمد باقر گوشه نازلی مرا دریاب حافظانه نم نم باران محمد سارا بزرگ اهل تمیز اسمان آبی موج پوتین دیوانه جیلیز بلیز ققنوس تاج ماه کوچک چای تلخ مهرگان نامه الیاس نوسین جعفری صبح بهاری ساقی ویولت تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
دل نبشته های حسین
هر سخن از دل براید لاجرم بر دل نشیند مرخصی
سلام به همه ی دوستان
من از همه ی منتقدین و مفسرین و منعقدین و بقیه تقاضا ی مرخصی استجباری دارم (مرخصی استجباری دیگه چه صیغه ایه من فردا صبح یه عمل دارم که احتمالاْ تا یکی دو هفته از جميع جوامع اعم از فرهنگی ، ورزشی ، علمی و بقيه ی جوامع بدور خواهم بود. دعاي خيرتون پشت سرم باشه (خواهشان یا حق |+| نوشته شده توسط sed hosse!n در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 ساعت 22:20
میلاد حضرت مهدی
آسمان می گرید در غم از دست دادنش،
و زمین از شوق داشتنش. زمین غرق در غرور خود به آسمان ، ایستاده بر قله های فخر آسمان خود را مزین به ستاره کرده است. آسمان دیشب ستاره باران بود و ماهتابش چون خورشید می تابید. افسوس که ابری آمد و این گنج را از دیدگان نامحرمان بدور داشت، و مارا دعا گوی ظهورش ساخت. در غم این غیبت قلم می گرید و ی سراید، می سراید تا دست بر دعا زنیم و منتظر ظهور حضرتش باشیم تقدیم به مادر حضرت موعود ام ابیها (س)
|+| نوشته شده توسط sed hosse!n در جمعه هفدهم شهریور 1385 ساعت 11:53
آفتاب عالم تاب (میلاد امام حسین)
زمين به دنبال گمشده ي خويش آسمانها را جستجو مي كرد.
كهكشانها را سير مي كرد ولي محروم بود از گنجي عظيم. گلايه به سرور كائنات كرد و او هديه كرد آفتاب را اكنون هزاران سال است كه كه عالم از تلالوء نور وي روشن است. و امشب آسمانيان در حيرت اين نور اند. تقديم به فرزند گرانقدرش |+| نوشته شده توسط sed hosse!n در دوشنبه ششم شهریور 1385 ساعت 0:3
|